از زبون مرینت 

بزن قدش ....
از کت نوار خداحافظی کردم . باعجله به سمت مدرسه حرکت کردم . امروزم با کت نوار بودم . کت بدون هیچ استرسی بهم گفت من عاشقم. خیلی برام جالب بود چون اون حرفشو بهم گفت . حتی خجالت هم نکشید ! بعدش برام دست تکون داد و گفت به امید دیدار مای لیدی !
خیلی دوست خوبیه اما تازگی ها علاقه ام بهش بیشتر شده . وقتایی که بهم گل میده قبول میکنم و ازش میگیرم و بقلش میکنم . اما هنوز دلم پیش ادرینه ! نمیتونم به ادرین فکرنکنم . 
رسیدم دم در مدرسه . تند تند دویدم که سرم به یکی خورد . خیلی درد گرفت ! اما وقتی سرمو بلند کردم دیدم ادرین بود . لپ هام سرخ شده بود . دستمو گرفت و بلندم کرد .
ادرین : مرینت تو هم دیر رسیدی ! بیا بریم سر کلاس تا دیر نشه .
دستم هنوز تو دستش بود . 
تا دم کلاس دستم هنوز تو دستای گرم و پرمهرش بود !
دم در کلاس بهم گفت : خانوما محترمن بفرمایید !
اینو که گفت میخواستم پرواز کنم و برم تو اسمونا !
رفتیم تو کلاس . نشستم پیش الیا 
الیا : هی دختر ! میبینم که با ادرین بودی !!
بهش لبخند زدم و به دستم که تو دست ادرین بود نگاه کردم. هنوز گرمی دستش رو دستم بود . دستم رو گذاشتم رو قلبم و به ادرین نگاه کردم. 
یکهو جلوی چشمام کت نوار رو دیدم ! تمرکز کردم ذهنمو فقط به درس دادم .
زنگ خورد 
با ادرین و نینو و الیا داشتم راه میرفتم .
دست الیا و نینو در دست هم بود. ادرین هم دستشو گذاشته بود رو شونه ام. داشتیم میخندیدیم که یهو دختری جلوی چشامون ظاهر شد !!
نگاهی به ادرین کردم دیدم خیلی عصبانی شده و داشت به اون نگاه میکرد .
اومد جلو و .....